السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

123

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

و أمّا الكثرة من الجهة الثانية ، فهي التي تعرض الوجود من جهة الانقسامات الطارئة عليه نفسه ، كانقسامه إلى الواجب و الممكن ، و إلى الواحد و الكثير ، و إلى ما

--> استاد جوادى را در درس اسفار ، نقل كنم : « براساس حكمت متعاليه ، وجود ، حقيقت خارجيه‌اى است كه تباين در آن نيست ، بلكه ذاتا واحد است ، وحدتى كه عين كثرت است و كثرتى كه به وحدت برمىگردد . و آن‌چنان نيست كه وحدت در يك جناح و كثرت در جناح ديگر باشد . و نيز آن‌طور نيست كه كثرت به وحدت برنگردد ، نظير آنچه گفته مىشود كه : « بكثرة الموضوع قد تكثرا » ( اين عبارت ، يك بيت از منظومهء مرحوم سبزوارى است كه در بيان كثرت عرضى وجود ذكر كرده است . ) كه در باب كثرت ماهوى است و در اينجا مطرح نيست . چون ماهيت مثار كثرت است ، لذا كثرت ماهوى و نيز كثرت مفهومى هرگز بازگشتى به وحدت ندارد . اما در سلسلهء وجود تشكيك هست ، چون ما يك كثرتى مىيابيم كه به وحدت برمىگردد ، مثل كثرت علت و معلول ، كثرت قوه و فعل ، كثرت ثابت و سيال ، كثرت مجرد و مادى ، كثرت قديم و حادث و مانند آن . . . اگر عامل اختلاف ، عين عامل اتفاق نبود ، همانند موجودات گوناگون كه در وجود اتفاق داشته و در ماهيت با يكديگر اختلاف دارند از بحث تشكيك خارج خواهد بود ، و اگر عامل اختلاف عين عامل اتفاق باشد داخل در بحث تشكيك مىباشد ، آنگاه تشكيك يا طولى است يا عرضى . در تشكيك ، خواه طولى و خواه عرضى ، آن چهار ركن ياد شده معتبر مىباشد . البته در تشكيك طولى امتياز يك طرفه است و در تشكيك عرضى ، ميز طرفينى است . در تشكيكات طولى ، ضعيف از قوى ممتاز نيست ، بلكه قوى از ضعيف ممتاز است ، زيرا ضعف ، امرى عدمى است و فقدان ، عامل ميز نيست بلكه وجدان كمال ، عامل امتياز است . قوى ، هم خود ممتاز است و هم ضعف ضعيف را نشان مىدهد . . . اصولا در تشكيكات طولى ، بالايى از پايينى جدا و ممتاز است نه آنكه پايينى از بالايى جدا و ممتاز باشد . ولى در تشكيكات عرضى ، هريك از طرفين خصوصيتى دارد كه ديگر ندارد . مانند چند وجود شخصى كه زير پوشش يك ماهيت نوعى شناخته مىشوند ، اينها ميزشان طرفينى است . . . ميز ، چه در تشكيك طولى و چه در تشكيك عرضى ، عين وجود است . » ( شرح حكمت متعاليه ، بخش يكم از جلد ششم ، ص 123 - 125 ) .